دهد که تو اولاً بیسوادی در ثانی خیلی افراطی و نژادپرست هستی . من کی گفتم در زمان آریاییها آذربایجان وجود نداشت من فقط منظورم از این نکته اولاً واژه دقیق این کلمه می باشد که در زمان مادها " آتروپادگان " یا " آذاربادگان " نام داشت نه کلمه ی " آذربایجان " به شیوه ی امروزی . در ثانی من می خواستم از این طریق به شما بگویم که آذربایجانی که زبانش ترکی آذربایجانی باشد در آن زمان وجود نداشت. اگر به تاریخ گذشته باز گردیم و بطور علمی و آکادمیک مورد کنکاش و تفحص قرار دهیم برای ما روشن می شود که اصلاً زبان آذری زبان ترکی نیست بلکه شاخه ای از زبانهای آریا – کورمانجی بود که قبل از آمدن سلجوقیها و مغولان به این سرزمین این زبان را داشتند و سرزمینشان آتروپاد نامیده می شود که در اینجا دو تفسیر و روایت تاریخی هست و روایت اول اینکه این نام از نام فرمانده شجاع آریاییها به نام آتروپات گرفته شده که زمانی برای مقابله با دشمنان به آذربایجان و کردستان کنونی فرستاده شد و روایت دیگر می گوید که به خاطر اینکه آریاییها ( کردها و فارسهای امروزی ) آتشکده هایی داشتند و دقیقاً از کلمه ی آور باینگان با پسوند کلمه ی آور که در کردی به معنی آتش می باشد گرفته شده است. این آذربایجان از دوره هخامنشی و پیش از آن هم جزو قلمرو ماد ها ( کردهای امروزی ) بوده است اما به ماد کوچک مشهور بوده است. ماد بزرگ که با عراق عجم قرون بعد مطابق است و ماد کوچک، شامل آذربایجان و قسمتی از کردستان میشد. بعضی به سه «ماد» قائل شده و ماد رازی، یا ری را جزو عراق عجم دانستهاند.
به گفته ی دیاکونوف مولف تاریخ ماد این بخش از آذربایجان به نام " ماد آتروپن " نامیده شده که بخشی از قلمرو مادها ( کردان امروزی ) به شمار می رفت و از رود ارس در شمال تا کوه الوند در جنوب ممتد بوده در ناحیهی دریاچهی ارومیه و رودهای جغتو و دیگر رودهایی که به موازات آن به دریاچهی مزبور میریزند و هم چنین ناحیهی دره قزل اوزن (سفید رود) که جبال البرز را قطع کرده است، نزدیک شهر کنونی رشت به دریای خزر میریزد، شامل بوده است. دلایل تاریخی اثبات میکنند که نام آذربایجان نامی کاملآ آریایی بوده و درحقیقت " اتروپاتگان ATROPATGAN" بوده است. از جمله این منابع نوشتههای نویسندهی تاریخی ارمنی " موسا خورنی" میباشد که هزار و اندی سال قبل به این موضوع اشاره مینماید. همچنین میدانیم که واژه " آتر ATR" به معنی " آتش " و " پاتگان PATGAN" یا " پادکانPADKAN" " به معنی " مخزن " و " انبار و مکان نگهداری" میباشد. هم اکنون نیز در زبان کردی به آتش " آگر AGR " میگویند و در پارهای از لهجههای زبان کردی نیز به صورت " آدر ADR " و " آهر AHR " نیز تلفظ میشود که به کلمه " آذر AZER " بسیار نزدیک است .درعین حال پسوند " کان " به عنوان جمع هم اکنون نیز در کردی به کار رفته و پسوندهای " آن " و " کان " دو پسوند اساسی جمع کردن در زبان کردی میباشند. مثلآ : دریاها به کردی سورانی به صورت " دریاکان DARYAKAN " تلفظ میشود. شواهد حاکی از آنند که سرزمنیهای زرتشتی و زروانی مادها ( اجداد کردها ) و اورارتوها ( اجداد مشترک کردها و ارامنه) تمامی مناطق آذربایجان کنونی را دربر گرفته است و در حقیقت سرزمین ارمنیان به دریای سیاه و دریای کا سپین ( خزر ) متصل بوده است و قسمتهای کثیری نیز از آذربایجان کنونی متعلق به ارامنه و مادها ( اجداد باستانی کردها) بوده است.
ترکها به همراه مغولها به طرف سرزمینهای غرب تاخته و این مناطق را از دست کردها و ارامنه بیرون آوردهاند. اسکان گزیدن ترکها و مغولان در این مناطق و حاکم گشتن زبان ترکی بر مغولی و زبانهای دیگر ( همچنان که اشپولر تاریخ نویس به این امر اشاره دارد) باعث شد که آذریهای اصالتآ آریایی نیز تحت تسلط زبان ترکی ترک گشته و با آنان در آمیزند.
سراسر این ناحیه [آذربایجان و کردستان] را سلسله جبالی که از شمال به جنوب و یا از شمال غربی به جنوب شرقی ممتدند پوشانده است. ابراهیم پور داوود، یسنا، ج 2، زیر نظر بهرامفر، وشی، تهران، دانشگاه تهران، 1356 هم بدین مسأله اشاره کرده و نامی از ترک نیاورده بلکه از تحقیقاتش نشان می دهد که در آنزمان آتورپادگان ( که بعداً با ورود عربها حرف گ به ج بدل گشت ) در غرب و شمالغرب ایران ساکن بودند بخشی از قلمرو آریاییها به شمار می رفت. و مناطق پرتو – بردعه – بوده، که به آن اشاره کرده همه در محدوده ی کردستان ترکیه واقع است و این نشان می دهد که از نسل کردها بودند. و یا اگر به شرح حال سفر ابن حوقل توجه نماییم در سفرش به تبریز می گوید که من با مردمانی برخوردم که زبان عربی نمی دانستند ولی زبان فارسی را می دانستند ولی در میان خودشان به زبانی تکلم می کردند که تا حدودی به زبان فارسی شبیه بود. ابن حوقل اصلاً در آنزمان اشاره ای به کلمه ترکی و یا سرزمین ترکها ننموده بلکه اشاره به زبان کردی نموده که شباهت با زبان فارسی دارد و آنهم به خاطر آریایی بودن و اینکه زبانشان شاخه ای از زبانهای هند و اوپایی ( مثل زبان فارسی ) می باشد. تازه همین ناصر خسرو که می گویی که به قطران تبریزی برخورد می کند و می گوید که فارسی نیکو نمی دانست به خاطر این بوده که زبان کردی آنهم کرمانجی با فارسی تفاوت زیادی دارد هر چند تا حدودی شبیه هم هستند( به خاطر آریایی بودنشان ) – بانی گوناذ عزیز این فارسی نیکو ندانستن دلیل بر رایج بودن زبان ترکی در آنزمان نیست حتماً یادت رفته که کردی هم زبان مخصوص به خود دارد که هم خانواده ی زبان فارسی و هند و اروپایی می باشد.در ضمن بارتولد خاورشناس روس هم اشاره ای به سرزمین ترکها در آنزمان که آریاییها آمدند و با اقوام مختلف خاورمیانه مثل قوتتی و هوری و میتانی و سومری در آمیختند و ملت و زبان واحدی را تشکیل دادند ننموده است بلکه سرزمین آتروپادگان را سرزمینی آریایی و بخشی از سرزمین ماد بزرگ که شامل همدان، تهران، کرمانشاه و اصفهان میشود و پایتخت ماد هگمتانه (همدان امروزی) بود که تلفظ آن به یونانی اکباتان نامیده میشد.
مادها نخست دولت متمرکز و مقتدر را در فلات ایران پایه گذاری کردند و در داخل و خارج فلات ایران آغاز به گسترش قلمروی خویش کردند. ابوحنیفه دینوری هم در کتاب اخبارالطوال خود اشاره ای به ترکان ننموده است( در کتاب ابوحنیفه احمد بن داود و نند دینوری، اخبار الطول، ترجمه محمود مهدوی دامغانی، تهران، نشر نی، 1366). مطابق اظهارات عنایتالله رضا، آذربایجان و اران، تهران، ایران زمین "- این سرزمین ( آتروپادگان ) قبل از تشکیل دولت ماد، این خطه جزوی از مملکت اورارتو بود و هویت مستقلی از خود نداشت" - که با ورود آریاییها و اختلاط با آنها مجموعاً ملت و هویتی به نام آریایی و مادی ( کردی امروز ) را تشکیل دادند که دقیقاً کردان امروزی به شمار می روند که به خاطر اختلاط آریاییها با اقوام کهنتر خاورمیانه مثل قوتتی و لولوبی و کاسی و میتانی و هوری بوده که امروزه این اقوام در آستین لهجه های متنوع کردی خود را نمایان ساخته و اکثر محققان هم لهجه ی گوناگون کردی را به برکت اختلاط اقوام گوناگون بین النهرین و میزوپوتامیا و آناتولی و آتروپادگان بوده است اگر واقعاً این اقوام کهن ترک می بودند اولاً چرا لهجه های متنوع در ترکی نداریم در ثانی چرا در سرزمین اقوامی مثل هوری و میتانی و اورارتویی و ... در سرزمین کنونی کردستان واقع شده در حالی که به غیر از حمله سلجوقیان و تغضض ها و اُخضض ها که تیره ای از ترکها در قسمتهای ماورای دریاچه ی بایکال بودند و نیز در دوره مغول ذوب ملیتها و اقوام را نداشتیم . پس از شکست امپراطوری مادها، پارسهای هخامنشی بر این منطقه و همچنین ممالک همسایه حاکم شدند و باز هم چرا در این زمان هم نامی از سرزمین ترکها یا قومی به نام ترک نشده است. در زمان فرمانروایی پارسهای هخامنشی نام جدیدی بر مادها منتسب گردی و نامهای دیگر را تحتالشعاع خود قرار داد؛ منابع یونانی و رومی اکثراً این نام را به کار بردهاند این نام را برای اولین بار «گزنفون» هنگام بازگشت 10000 جنگجو در سال 401ق.م به سرزمین خویش (یونان) در کتاب خود (آناباس) به کار برده است و در آن« اشاره به کاروخهای یا کردها نموده است . گزنفون در خاطراتش می گوید که ما برای لشکرکشی به رودخانه ی دجله روی آوردیم و به شمال حرکت کردیم و نیروهای ما دقیقاً وارد سرزمین مادها ( کردها ) در اطراف دریاچه ی چیچست ( دریاچه ی ارومیه ی امروزی ) شدند، این واقعه در سال 401ق.م اتفاق افتاد. این رویداد به نام «بازگشت ده هزار یونانی» معروف است. گزنفون و سپاهیانش عبور از سرزمین کردستان را کار آسانی نمیدانستند. همین که یونانیها وارد سرزمین میدیا شدند قبایل و طوایف میدی با آنها روبهرو شده و آمادهی جنگ با آنها شدند. گزنفون در (کتاب) خودش از مادها که نام جدیدی بر آنها نهاده یعنی(کاردوخی ها) یاد میکند و بیان میدارد که آنها (کاردوخیی ها) ملتی هستند که هرگز شکست نمیخورند. گزنفون همچنین دربارهی جنگ با کاردوخیها بحث میکند و میگوید که کاردوخیها به گروههای متعددی تقسیم میشدند، این طرف و آن طرف پخش میشدند و به شیوهی دستهجمعی و به تعداد زیادی از پشت به سپاه یونانیان حمله میکردند. در هنگام شب آنها در اطراف خود آتش روشن میکردند و طوری مینشستند که مراقب هر طرف خود باشند، او میگوید: «دشمنانمان (کاردوخیها) عرصه را بر ما تنگ کرده بودند و هنگامی که به یک گلوگاه باریک میرسیدیم مثل باران با فلاخن سنگ بر سرمان میریختند. او میگوید با چشمانت به آن کوهها نگاه کن (منظور کوههای کردستان است) ببین که عبور از میان آنها چقدر مشکل است. تنها راهی که میتوانستیم از آن عبور کنیم درهها بودند، اما در حقیقت از هر طرف کاردوخیها را مشاهده میکردی که راه را سد کرده بودند و نگهبانانشان را در هر دو طرف دره گذاشته بودند. پس با این وضعیت چه باید کرد؟ سرانجام کاردوخیها در گلوگاه (زاخو شمال کردستان عراق کنونی) سپاه گزنفون را محاصره کرده و ضربات سنگینی به آنها وارد کردند.
برای گزنفون این واقعیت آشکار بود که دشمنانشان (کاردوخیها) هرگز نمیگذارند که به سلامت از کردستان عبور کنند. همچنین گزنفون بدین موضوع نیز اشاره کرده است که کاردوخیها هرگز تسلیم هخامنشیان نشدند، بدین ترتیب گزنفون برای اولین بار نام (کاردوخی) را در منابع یونانی و رومی به ثبت رسانده است و این قدیمیترین منابعی است که نام کردستان در آن ذکر شده است. (کردنس Corduence) و گوردیای Gordiaea)) نامهایی هستند که یونانیها به کردستان اطلاق نمودهاند. سریانیها کردستان را (کاردو Qardo) نامیدهاند. منظور از این اسامی هم به طور کلی سرزمینی است (کردستان) که کاردوخیها در آن میزیستهاند. در اصل اقوام ترک در سده های نخستین اسلامی که ایرانیها ( فارسها و کردها ) به آنها اقوام خزر می گفتند( از قسمتهای شمال شرق خزر وارد ایران شدند) وارد سرزمین " آران" و " آتورپادگان- آذربایجان امروزی " گشتند و به خاطر اینکه از همان اوایل قبل از ورود ترکها نام این سرزمین به نام سرزمین آتروپادگان نامیده می شد سرزمین آنها به همین نام خوانده شد که عربها به جای حرف " گ " حرف " ج " را بکار می بردند به شکل امروزی خود " آذربایجان " موسوم گشت. البته با نبرد و جلوگیری عربهای خلفای عباسی تا حدودی از پیشروی آنها در خاک کردستان کاستند و الا بیشتر سرزمینهای کردستان امروزی را هم صاحب می شدند. این واقعه ی هجوم ترکان، در سال 178 شمشی بود که سازمان بزرگ تروریستی بودند که از گذرگاههای قفقاز به سرزمین مادها یا کاردوخها و اران وارد شدند. متاسفانه پشتیبانی دولت بیزانس ( روم شرقی ) تا حدودی باعث پیشروی ترکان مهاجر ( خزریان مهاجر ) به خاک مادها و آریاییها ( کردهای امروزی ) گردید. زیرا آنزمان دولت بیزانس میانه ی خوبی با خلفای عباسی نداشتند.
اکثریت اقوام ترک ، شمینیست بودهاند که تعدادی از این اقوام نیز در دوران بعد از ظهور اسلام و سقوط ساسانیان به شرق ایران کنونی آمده و به عنوان خادمین و سربازان " سامانیان " استخدام گردیدهاند که بعدها حکومتهایی از قبیل " غزنویان " و " سلجوقیان " را نیز تشکیل دادهاند. این اقوام بعدها به همراه ترکهایی که متحد مغولان گردیده بودند، به سرزمنیهای غربی خود حملهور شده و با ورودشان به این سرزمینها جمعیت خود را نیز اسکان داده و بدین ترتیب ترکها وارد مناطقی همچون آذربایجان کنونی گردیدهاند.
این آسیمیلاسیون و ذوب شدن بیشتر به ذوب شدن و آسیمیله گشتن اقوام همسایه اعراب بعد از فتوحات اسلام میماند. برای مثال اگر به تاریخ نظری بیندازیم میبینیم که بعد از فتوحات اعراب مسلمان در سرزمینهای همسایه بیشتر این ملتها بعد از مسلمان شدن زبان عربی نیز به آنها تحمیل شده که در نتیجه یا زبانشان کاملآ عربی شده و یا اینکه کلمات عربی به زبانشان رخنه کرده است. زبانهای کردی و فارسی و اردو و هندی از جمله زبانهایی هستند که بعد از وارد شدن اسلام کلمات عربی نیز به زبان آنان وارد شده است ، اما از بین نرفته و کاملآ ذوب نشدهاند. اما درعین حال زبانهایی همچون قبطی و یونانی در مصر، سوریانی در سوریه، کلدانی و آشوری در عراق، بربر در الجزایر و لیبی و بسیاری از زبانهای آفریقایی ، کنعانی و فنیقی در لبنان و فلسطین و ..غیره از بین رفته و به عربی تبدیل گردیدند به نحوی که ( به جز اقلیتی از کلدانیها و سوریانی و آشوریهایی که مسیحی ماندهاند ) در خاورمیانه و شمال آفریقا بیشتر این ملل زبانشان به عربی تغییر شکل داده و اکنون ملت عرب شامل همه آنان میگردد. آیا یک مصری از ابتدا هم عرب بود؟! اگر عرب بوده است که دیگر نباید به آثار باستانی مصریان مانند اهرام ثلاثه افتخار کند، چرا که اعراب بعدها در زمان اسلام به این سرزمین حاکم گردیدهاند. و اگر اجداد غیر عربی دارد پس زبان و فرهنگ آن ملت یا ملل قبلی چه شده است ؟! حقیقت آذریها نیز چنین است. بیشتر آنان نژادشان آریای بوده و زبان ترکی بعد از هجوم اتراک و مغولها بر آنان تحمیل شده است.
ترکها که خود از شمال چین و از سرزمینهای جوار مغولستان و تقریبآ از 1000 الی ششصد سال قبل به منطقه خاورمیانه آمدهاند، در زبان باستانی مردم با به نام " تورانی " معروف بودهاند. زمانی که اقوام و قبایل ترک به همراه مغولها به این مناطق آمدند در کردستان و ارمنستان و آذربایجان سابق فقط دو میلت اساسی وجود داشتند: کردها و ارامنه. همچنین واژه آریا که شامل کردها و ارامنه و فارسها میگردد نیز ریشه در زبان کردی و ارمنی دارد. ارمن در حقیقت آریمن ARIMAN میباشد. در زبان سومری " آرAR " به معنی مکان و زمین است. " آریا ARIYA " نیز صاحبان زمین و زمینداران یا احتمالآ کشاورزان معنی میدهد. در زبان کردی نیز " ایره ERA " به معنی " اینجا " و مفهومی مکانی میباشد و کلمه " ایرانه ERANA " به مفهوم " اینجاها " و مکان حاضر را میدهد. در حقیقت جنگ بین اقوام منطقه و ترکها و مغولهای مهاجم نیز جنگ " آریانیها " و " تورانیان " بوده است. اگر چه واژهی " ایران" به مفهوم سیاسی خود به مانند یک کشور واژهایست که جدیدآ به کاربرده شده است و کشوری به نام ایران بیش از صد سال قبل وجود نداشته است. اما در تلفظ عامیانه مردمی خلقهای آریایی از جمله کردها و ارامنه این واژه به کار رفته و هردو ملت خود را " ایرهیی ERAYI " یا " آریایی" دانستهاند. در مورد وجود کردها تاریخ نویسانی هم مانند نوشته های تاریخ نویسان و جغرافیدانان عرب از قبیل بلا ذری ، طبری و ابن اثیر و بیهقی هم اشاره به بودن اکراد در منطقه ی مذکور قبل از ورود ترکان و نیز ورود ترکان غز در اواخر قرن چهارم می دهند. اوج پیشروی ترکها به خاک مادها ( کردان امروزی ) در دوران سلجوقیان و مغولان بوده است. دکتر محمد جواد مشکور درباره آمدن قبایل ترک به آذربایجان درِ کتاب (نظری به تاریخ آذربایجان، ج 1، تهران 1339، ص 152) مینویسد: حوادث متناوب یکی بعد از دیگری آذربایجان را آماج تهاجمات پیاپی قرار داد. بعد از سلجوقیان، دورِ سلسله جنبانی ترکان آتابای یا اتابکان آغاز و با نفوذ این اقوام و گسترش زبان ترکی، سیطرهی زبان آذری، محدود و رفته رفته رو به کاهش نهاد. حالا بانی گوناذ متعصب متوجه شدید که این زبان ترکی شما زبان آذری قدیم نیست بلکه باید بگوییم که زبان آذری زبا ن ساکنان قدیمی این مرز و بوم که آباء و اجداد کردها بوده اند می باشد.
به گفته ی بسیاری از پژوهشگران ، از جمله تئودورنولدکه خاورشناس بزرگ آلمانی کردها بخش اصلی بازماندگان اقوام بومی خاورمیانه و مادها هستند و به زبان کردی مربوط به شاخه شمال غربی زبان های ایرانی سخن می گویند . این نکته که که زبان کردی بازمانده زبان ماد است و التزاما کردهای امروزی هم استمراری از مادهای باستان هستند. در کتیبه های سومری از کشوری به نام کاردا نام برده شده است . این اقوام همان قومی بودند که به گفته گزنفون مورخ یونانی راه را بر تیگلاث پیلسر شاه آشور که با قبایل گورتی در حال جنگ بود بستند و لشکرکشی او را به سوی دریای مدیترانه متوقف ساختند . گزنفون این قوم را کاردو می نامد . کردها بخش اصلی بازماندگان اقوام بومی خاورمیانه و مادها هستند . مادها پس از ورود به زاگرس اقوام بومی آنجا یعنی کاسی ها و لولوبی ها (در لرستان) و دیگر اقوام آسیانی را در خود حل کردند و زبان ایرانی خود را در منطقه رواج کامل دادند ، این در حالی است که توی احمق فکر می کنی سومریها هم ترک بودند. اصلاً کردها را به خاطر اینکه گروهی از گوردها یا گردان به معنی پهلوان و قوی هیکل یا جنگجوی بی باک بودند و نام گرد در شاهنامه هم از همین خانواده است، بدین نام هم ملت و زبانشان شناخته شد- هر چند تا چندین سال به نام کورمانج شناخته می شدند و نام کُرد چندان در میانشان رواج نداشت. گرد بعدها در زبان ها برای راحتی تلفظ و یا در زبان عربی به کرد تبدیل شده است . درهر حال شکی دراین نیست که ترکها مهاجمینی بودهاند که به منطقه آذربایجان کنونی وارد شده و قسمتهایی را با جنگ و خونریزی ( به همراه مغولها و یا بدون آنان ) تصرف کردهاند و قسمتهایی را نیز به بهانهی گوسفندداری و چرا و در اثر افزایش جمعیتشان به دست آوردهاند.
زبان زور و تصرف یکی از زبانهای اصلی ترکهای نظامی گرا بوده است و شهرها و مناطق زیادی را از دست کردها و ارامنه و خلقهای دیگر با خونریزی و قتل عامهای گسترده به تصرف درآورده و بعد از اسکان گزیدن در این مناطق دیگر حاضر به بازگرداندن این مکانها نبودهاند. برای مثال میتوان به کرد بودن مراغه تا همین اواخر اشاره کرد. سند خود ترکها شاهدی بر این مدعاست: کتاب " تاریخ عالم آرای عباسی" که توسط یکی از کاتبان پادشاهان ظالم صفویان ترک در ایران نوشته شده است شرح میدهد که چگونه کردهای حاکم بر شهر مراغه را با توطئه قتل عام مینمایند و در حقیقت طمع اسبها و املاک کردهای مراغه، حاکم صفوی را بر آن میدارد که متحد خود را به قتل رسانده و خود و خانواده و طائفهاش و سایر طوایف کرد را در منطقه قتل عام نماید!!! اگر چه ترکها همیشه سعی کردهاند که با تاریخهای جعلی و بدون مدرک و دلیل به زور اثبات کنند که آنان صاحبان اصلی این سرزمینها بودهاند، اما علم و حقیقت علمی چیز دیگری است و این ربطی به نفرت و یا محبت داشتن به یک یا چند ملت ندارد. در ضمن شما گفته اید که عید نوروز جشن باستانی ترکها می باشد البته قبال از این بحث باید بگویم که اگر با نگاهی علمی به مسئله فرهنگ و هویت ترکهای مهاجم بنگریم ( و امیدوارم که روشنفکران ترک نیز بدون تعصب و جانبداری به این مسئله بنگرند ) میبینیم که ترکها قبل از ورودشان به مناطق خاورمیانه دارای فرهنگی بیابانگردی بوده و تمدنی از خود نداشتهاند. تاریخ نویسانی همچون: اشپولر، بازورث،سومر، کوهن، مینورسکی و ...غیره این حقیقت را اثبات کردهاند و آکادمیهای متعدد نیز این حقیقت را پذیرفتهاند بنابراین با توجه به این مسأله من نمی دانم با چه زبانی بهت بگم ولی اگر از اصل واقعیت جویا شوی در اصل این جشن باستانی نوروز متعلق به کُردها می باشد و هیچ شکی در آن نیست. همانطور که شهردار فرانسه هم علناً در جشن نوروز 2000 اعلام کرد که این جشن مختص کُردهاست.
در ضمن اگر به واژه های " نوروز " و " سیزده بدر " بنگریم می بینیم که کاملاً واژه ی فارسی یا کردی را دارند ؛ یعنی معنی لغوی آریایی را دارند نه ترکی. در ضمن در افسانه های ترکها آتش را چیزی اهریمنی به شمار آورده اند حتی زمانی که ترکان غز و مغولان مراسم چهارشنبه سوری کردها و فارسها را دیدند به کوهها پناه بردند و گفتند این آتش بلایی را از آسمان نازل می کند. بعد از فرهنگ پذیری ترکها از آریاییها کم کم ترکان متوجه شدند که آتش جدا از اینکه بد نیست نماد از بین بردن ناپاکیهاست، بنابراین در عین کشتار و نابودی شهرها و جنگ و نابود کردن آداب و رسومات و ادیان، کم کم خود نیز با آنان آشنایی پیدا کرده و در طی چند نسل قسمتهایی از این آداب و رسوم و ادیان را نیز پذیرفتند ترکها درترکیه تا دیروز جشن نوروز را انکار میکردند و هزاران کرد را به خاطر ممنوع بودن جشن مذکور از سوی دولت ترکیه و گرامی داشتن آن از سوی کردها، به زندان انداخته، شکنجه کرده و حتی به قتل رسانیدهاند. اما امروزه دولت ترک درصدد است با همکاری دولتی آذربایجان نوروز را به رسمیت شناخته و آن را جشنی ترکی بنامند!!! البته استفاده کردن از فرهنگ، دین و آداب و رسوم ملل همسایه امری طبیعیست و تاثیر گرفتن از همدیگر نیز انکار ناپذیر است. فقط مسئله این است که ترکها بیش تر از آنکه چیزی از خود داشته باشند، به عنوان صحراگردان مهاجم، این ارزشها را از ملل همسایه خود تسخیر کرده و مهر ترکی را بر آنان زدهاند و حتی دست به تحریف تاریخ زدهاند که آثار خشونت بار آن را امروزه میتوان دید. همه این امور نیز در راستای اهداف تهاجم گرانه و اشغالگری و تسخیر بیشتر انجام گرفته است.
برای مثال ترکهایی که به آذربایجان آمدهاند به دلیل وجود فرهنگ و آیین شیعه گری فارسها در همجواریشان به مذهب شیعه گراییده و در ترکیه نیز به دلیل سنی بودن کردهای این منطقه و اعراب سنی همجوارشان به تاثیر از کرد و اعراب حاکم بر بغداد سنی گردیدهاند. هر چند به ظاهر پذیرفتند. و این رسم از زمان سومریها که طایفه ای کردها بودند رواج داشته است و بر خلاف ادعای شما سومری ها هرچی بودند ترک نبودند، مدارک زیادی در دست هست دال بر اینکه آریایی بودند و چون در یک منطقه سامی نشین تنها بودند و هیچ خویشاوندی نداشتند بدست سامیها (بابلیان و کنعانیان و ... ) منقرض میشوند.در واقع ترکهای اصیل همون ترکمن ها هستند. و ریشه ی ترکها به آسیای مرکزی برمی گرده و از دید نژادی ترک یک نژاد بحساب نمیاد. بلکه ترک برابر است با = 1 رگ مغول + 1 رگ هندی دراویدی (سیه چرده ) و دین اصلی ترکها در قدیم قبل از اسلام ترکها همچون هم نژادان زرد پوست مغول خود دارای دین شمینیستی ( روح پرستی) بودهاند. آنان با ورود به ممالک فارس و کرد و ارمنی با ادیان مسیحی و اسلام و زرتشت و غیره آشنایی پیدا کردهاند و تعدادی از آنان نیز به دین بودایی در چین پیوستهاند. ( البته برای مطالعه ی بیشتر به سایت ttp://turk-army.blogsky.com و www.rojhelat.se برو که بطور واضحتر به آن اشاره کرده و دقیقاً بعضی از این مطالب از آن گرفته شده است ).
پس بانی گوناذ عزیز دست از دروغ و خیانت و دزدی و هتک حرمت نسبت به کردها بردار و منطقی باش تو می دانی اگر کردها آب سد سقز و بوکان را بر روی مردم تبریز ( که آبش به خاطر سرزمین شور و نمکیشان از آنجا تامین می شود ) ببندند چه فاجعه ای روی می دهد. اگر شما برای کردها نفعی داشته باشید کردها هم برای شما نفعی دارند و برای ما فارسها هم نفع دارند و آن مرزبانان شجاع ایران هستند که در اصل پاسدار این مرز و بوم هستند اگر کودنهایی مثل شما آنها را تحریک به جدایی طلبی نکنند. زیرا کردها هیچ گاه تجزیه طلب نبوده اند فقط شما در همسایگی آنها، آنها را وادار به جنگ و جدایی طلبی می نمایید و با انقلابی سفید می خواهید آنها را وادار به جنگ و خونریزی و تجزیه طلبی و در نهایت بیرون راندن آنها از دیار و سرزمینشان نمایید ما فارسها دیگر اشتباه اوایل انقلاب و دوران حکومت شاهنشاهی را نمی خوریم ( البته قشر روشنفکر و باسواد و تحصیلکرده ی ما بیشتر ) و دیگر هیچ گاه دست روی برادران کرد آریایی خود بلند نمی کنیم بلکه دوشادوش آنها برای ایرانی آزاد و آباد همکاری می کنیم و به ترکهایی که از طرف ترکیه و آذربایجان شوروی خط می گیرند و تحریک می شوند مجال بی حرمتی و توهین و اعلان جنگ علیه کُردها را نمی دهیم.
سرفراز باد کوردستان همیشه کورد
زنده باد کورد زنده باد کوردستان
مرگ و نابودی برای ترک و ترکیه
