تبليغاتX
کوردستانی - اگر قبله عوض شود،کردستانی بودن ارومیه عوض نمی شود

کوردستانی

اورمیه کوردستان

Urmiye 

درمورد مالکیت شهرارمیه‌، که ‌جزو کردستان و یکی ازچهاراستان کردستان ایران است برهمه‌ معلوم است مگراینکه‌ شخص آنقدر جاهل و نادان و بقدری باتعصب و کورکورانه‌ فکرکند که‌ فتوکپی غلامرضاحسنی درآن تجلی گردد، که ‌تاریخ و جغرافیارا باچرتکه "دوهتور نظمی افشار" بشمارآورد. که‌ نباید جواب چنین اشخاصی راداد. لذا برای روشن شدن مسئله ‌اول با‌دلیل عقلانی شروع میکنیم : اگر ترکهای ارومیه ‌دراصل اهل ارومیه‌ می بودند ‌بطوریکه‌ بعضی ها اشاره ‌به ‌اکثریت نموده‌اند مبایستی از460آبادی اطراف ارومیه‌ لااقل نصفش به‌ آنهاتعلق میداشت در صورتیکه 420آبادی از این تعداد تمام ساکنانش کردهستند و بقیه 40آبادی 20آبادی کور سونه‌ (ترکِ سنی مذهب) و بعضی ارمنی آسوری هستند هرچند که در همه ی انها کرد نیز ساکن است جمعیت کردوترک در شهرارمیه ‌هم فیفتی فیفتی است برای اینکه‌ درتمام ادوار انتخابات ‌کردها اکثریت رأی آورده‌اند اما مسئولان ستمگر دایماً بدلایلی عدیده‌ دست بدامن جعل و تزویر شده، ‌با نسبت دادن اتهامات نارواو بهتان به‌ نمایندگان کرد آنها را از میدان بدربرده‌اند‌ و‌ ترک متعصب و بنیادگرایی چون قاضی پور رابه ‌تهران فرستاده‌اند. نمونه‌هائی از این قبیل در جمهوری اسلامی زیاد بچشم میخورد. فی‌المثل درارومیه‌است که ‌د‌ست بدامن کذب و جعلیات، شدند و با شورای نگهبان نامه‌های فقاهتی ردوبدل شد تا رد نماینده‌ ارمیه‌ را در3دوره‌ منتهی به‌ حذف کردند، معلوم است مسندنشینان تهران هم تارو پودهمان کرباس بودند و هستند‌. آیااین یک بیماری مزمن نیست که‌ دامنگیر مردم این سرزمین شده‌است!؟
امادلیل تاریخی:

حال توجه‌تان راچون مشت از خروار به‌ ‌کتاب (کردوعجم) نوشته‌ صالح محمدامین و ترجمه‌ جناب آقای عبدالله‌ ابراهیمی، جلب میکنم: تا بتوان سره ‌را از ناسره‌ تشخیص داد. ناگفته‌ نماند که‌ رویدادهای مربوط به‌ این تحولات همه‌ از کتابهای تاریخنویسان ایرانی نقل شده‌:
1-شاه‌ اسماعیل صفوی ایل کرد قهرامانلو رابرای تقویت مرزهای خراسان درمقابل یورش ازبگ ازکردستان به‌آنجاکوچ داد، پس ازاونیز پسرش شاه‌طهماسب بخش بزرگی ازایلات کرد زنگنه‌، چگنی، زیک و کلهور را ازکردستان به‌ خراسان انتقال داد. موادمهمی از برخوردهای جنگ بیست ساله‌ میان شاه‌طهماسب و سلطان سلیم ، درخاک کردستان بوقوع پیوست، بخش بزرگی ازقربانیانش هم بزرگان و پسران ایلات کرد واقع درزیر سلطه‌ هردو دولت بودند. این جنگها فاجعه‌و ویرانی عظیمی برای اکراد ببارآوردو با صلح آماسیه‌ نیز پایان یافت
.
همه ‌شاهان ایران به‌توان خویش همان سیاست شاه‌اسماعیل اول رادربرابر کردان درپیش گرفتند. این سیاست درزمان شاه‌عباس اول بمرحله ‌نوینی ازاجرا درآمد که ‌بر سه ‌پایه‌اصلی استواربود
:
نصرالله‌فلسفی محقق ایرانی درباره‌سیاست عشایری شاه‌عباس مینوسد: شاه‌عباس پس ازسال 1011پنجاه‌ هزارخانوار ازایل بزرگ چمشگزک و تعدادی ازایلات دیگر کرد کردستان رابه ‌دشتهای جنوب تهران انتقال دادو ازآنجا نیز همراه‌ با دارایی و رمه‌ هایشان به‌ خراسان فرستاد و حفاظت مرزهای شمال شرقی قلمروایران رادربرابریورش ازبک به‌آنان سپرد. برای پڕکردن جای خالی آنان هم آوردن و جایگزین کردن تعدادی از ایلات بزرگ جنگجوی قزلباش را طرحریزی کرد
.

آوردن ایل افشار به‌ارمیه
:
کوچ دادن گروهی دههاهزارخانوارقبایل کرد اطراف ارومیه‌ به‌خراسان وسپس شکست فاجعه‌بار قبایل برادوست و مکریان و سقوط دمدم و کشتاربزرگان کرد و قتل اکثریت طرفداران امیرخان و کشتارگروهی مردم مکریان مقدمه‌ یک دگرگونی اساسی درترکیب مردم نگاری ساکینن ودرنتیجه‌ دگرگونی اقتصادی و اجتماعی وسیاسی و جنگی منطقه‌ شد. گذشته‌ ازاینکه‌ کردها بخش مهمی از نیروی انسانی و مادی خودراازدست دادند و در توازن نیروهای منطقه‌ وزن پیشین رانداشتند، اقتدار فرمانروایی رانیزکه‌ پیشتر دردست بزرگان محلی بود ازدست دادند. ایل افشاریکی از هفت قبیله‌ قزلباش بود. شاه‌عباس یکی ازبزرگان افشاربنام(کلبعلی) را فراخواند واورا مقام(خان)بخشید ومامورش کرد که‌قبیله‌ آواره‌ افشار راگردآورده‌ ودرارومیه‌ جایگزین قبایل کردسازد
.
کلبعلیخان درمدتی کوتا هشت هزارآواره‌ افشاررا از عجم وفارس و کرمان وخراسان‌‌و... درسلماس گردآورد. کلبعلی خان آمدگان را بترتیب زیر مستقرساخت: طایفه‌کندوزلو درمنطقه‌ دول، طایفه‌ قرقلو درمنطقه‌ روضه‌،طایفه‌ کهکلویه‌ درمنطقه‌ نازلو،تیره‌ ایمانلو بابخشی ازطایفه‌ ارشلو دراطراف شهرارومیه‌، طایفه‌ارشلو دراشنویه‌ وسندوس، تیره‌قاسملو در شاهین دژ
.
نگاهی به‌مرزخاوری کردستان نشان میدهد که‌ درسرتاسرآن آذریها بنوعی اسکان داده‌شده‌اند که‌ یک مانع باریک ملی آذری آنچنانی میان کردو فارس ایجاد نموده‌اند که ‌در هیچ منطقه‌ای مرز مشترکی بین این دو دولت باقی نگذارند. بلکه‌ درسراسرآن آذریها اسکان داده‌شده‌اند. این دوملت ایرانی کردوفارس که‌ چندهزارسال باهم و درکنارهم میزیستند و تاریخشان باهم عجین است، ازهم دورشدند و ملت دیگری درمابین شان قرارگرفت. استقرارطایفه‌ افشار را نیز میتوان در راستای همین استراتژی عمومی نگریسیت. طوایف آذری قزلباش از جمله‌ افشار که‌ درطول مرزشرقی کردستان اسکان داده‌شده‌بودند و وظیفه‌سرکوب و تسلیم کردن ملتی را برعهده ‌داشتند که‌ رسوم زندگی ونوع جهانبینی و اخلاق و روش اجتماحی و پرورش دینیش بکلی باآنان دگرگونه‌ بود. همین امر اولین سبب پیدایش تضاد ژرف همه‌ جانبه‌ای درمیان دوملت شد که‌ رویدادهای منطقه‌ای آنان را بزور درهمسایگی یکدیگر قرارداده‌بود
.

چون شاه‌عباس تبریز و آذربایجان را ازعثمانیان بازپس گرفت، شیخ حیدر زیر بیرق صفوی رفت. درجنگهای قفقاز شرکت نموده‌ درپای قلعه‌ ایروان کشته‌شد. شاه‌عباس درراستای سیاستش درمورد درهم شکستن شان و شکوه‌ ایلات کرد،خواست دهها هزار خانوارعشایرکردشمال ارومیه‌را به‌خراسان منتقل، قلعه‌دمدم رافتح وایلات برادوست راسرکوب کند. برسر ایل مکری رفت و بانهایت سنگدلی به‌قتل وغارتشان پرداخت، دوتن از نویسنده‌گانی فارس این رویداد را بطورمفصل بازگوکرده‌اند. یکی جلال منجم و دیگری اسکندربیگ ترکمان درکتاب عالم آرای عباسی، هردواین فاجعه‌را لطایف الحیل نام مینهند
.
یاعباس میرزا برای درمانده‌کردن ایل بلباس، یابگفته ‌میرزا رشید برای دفع شراین طایفه‌‌، منطقه‌ سندوس رابه ‌ایل قره‌قالپاق بخشید. که ‌درنتیجه‌ چشم پوشی ایران ازاراضی آنسوی رود ارس بنفع دولت روسیه‌ ناچارشده ‌بودند به‌ایران کوچ کنند. برای درمانده ‌کردن ایل نافرمان کرد، نابودی باقیمانده‌آن به‌امیرخان قاجار (دایی نایب السلطنه‌) باهمکاری سپاهیان افشارو مقدم سپرده‌شد. آنهانیز دوسال پی درپی برایشان تاختندو پس ازکشتارو غارت آنهارا آواره‌ و تا شهرزورو گرمیان دنبال نمودند، بلباسها ازاین فاجعه‌ خونین بااینکه‌ دربرخی مسکنهای قدیم خود ماندند ولی بصورت کنفدراسیون قوی ایلها ازهم پاشیدند. عده‌ای آواره ‌شهرزور، بیتون، پشدر، دامنه‌ کوسرت ودره‌ شهیدان شدند و حتی برخی به‌اطراف هولیر و موصل رفتند
.
درنتیجه‌ نقل‌و انتقالات دولتهای ایران از صفویه‌ تا انقلاب 57، اکنون شهرخراسان چندین هزارکرد درآن ساکن هستند که ‌همگی ازارومیه‌، خوی یا همان شاپور، مادکوه و... با تعدیات شاهان صفویه‌ نادرشاه‌ افشار و سلسله‌شاهان قاجارو دودمان پهلوی به تبعید یا برای جنگ با ازبگیان ‌به‌ خراسان فرستاده‌شده‌ و ماندگار شده‌اند که‌ میتوانید هفت جلد تاریخ کلیم الله‌توحدی(اوغازی) بنام حرکت تاریخی کردبه‌خراسان ج2، مشهد چاپخانه‌ دانشگا ه‌فردوسی،1364ش، ومشهد 1336 رادرباره‌انتقال آنها ازارومیه‌ به‌خراسان بخوانید، ولی ما کردها هیچ وقت ادعای کوردستانی بودن خراسان را نداریم، و شماها هم که ‌از نقاط دیگر ایران، به‌ارومیه‌ آورده‌اند نباید چنین ادعای بیمورد را بکنید.

ترکهای ایران همچوکردها در طوڵ تاریخ از حقوق خویش محروم بوده‌اند و درتمام فرازونشیبهای تاریخی مستأصل آنچه‌ آنها را با ملت فارس مشارکت داده‌ تفسیری مذهبی دوازده‌امامی است و لا غیر! ولی درتمام ادوار تاریخ هرگاه‌ ملت کرد برای حداقل حقوق خود گامی برداشته‌ آذریها برای تارو مار کردن قیام کردها درایران سینه‌ راسپر کرده و در جنگ با کردها بی محابا ‌پیشقدم شده‌اند بدون اینکه‌ بدانند چراسنگ شاهان رابه سینه‌ میزنند، همیشه ‌چماق د‌ست بوده‌اند، بدون اینکه‌ درمقابل این خدمات و جیره‌خوری حتی اجازه‌ استفاده‌ از الفبای زبان خویش را کسب کرده‌باشند، و درانقلاب 1357 هم خون هزاران کرد بدست ترکها برای خوشحالی آخوندها ریخته‌شد. شماخوب میدانید که‌ آذریها از هیچ بیدادگری در حق به‌ خلق کرد مضایقه ‌نکردند جنایات سندوس و قارنا و... بدست آنها اظهرمن الشمس است، بدین طریق تاریخ افتخارآمیز و پیمان دوستی 1946کردو ترک راکدر نمودند، میبینیم که‌ د‌ست غلام ڕضاحسنی تا آرنج بخون کردها آغشته‌و رنگین است.

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم آبان 1387ساعت 13:19  توسط اورمیه  | 

خدمات وبلاگ نويسان-بهاربيست