تبليغاتX
کوردستانی - کردستانی بودن اورمیه یک واقعیت تاریخی

کوردستانی

اورمیه کوردستان

همانطور که همه ما میدانیم منطقه آذربایجان غربی در طول تاریخ هستی همیشه یکی از نقاط حاز اهمیت برای مردمان این منطقه وحتی ملل دیگر نیز بوده است .این منطقه خاص از لحاظ ژیوپولوتیک از مناطق حساس کردستان وایران وجهان است وبه همین علت در طول تاریخ مورد طمع ملل بیگانه وبخصوص ترکها بوده است همانطور که میدانیم و در تاریخ آمده است کردها از با قی ماندگان مدها هستند که نخستین حکومت پر قدرت ومدرن را در ایران قدیم بنا نهادند و نام مملکت آریایها را ایران نامیدند.کردها از همان ابتدای آمدن به ایران یعنی 2700 سال پیش در مناطق غربی ایران یعنی سرزمینهای آذربایجان(آتروپاتکان) ،اردبیل(عه رده ول)کردستان،کرمانشاهان،لرستان وچهارمحال بختیاری ساکن شدند ودر این مناطق بوده اند ومیتوان گفت این مناطق سرزمینهای آبا واجدادی کردها یعنی کردستان است.در مورد بودن کردها از قدیم ایام دراین مناطق امروزی کتابها ومدارک مستندی وجود دارند که ثابت کننده این واقعیت تاریخی هستند مهمترین این آثار کتاب آناباس سردار معروف یونانی است که طی سفری از خاک کردستان ومواجه با کاردوخیها که بی گمان از اجداد کردها هستند ثابت کننده این مدعاست.همچنین در شاهنامه فردوسی نیز به شیوه های مختلف از کردها وسکونت آنها در سرزمین کنونی کردستان  یاد شده است همچنین درکتاب شرفنامه بتلیسی نیز وجود وتاریخ وجغرافیای سکونت کردها معلوم شده است که همگی بیانگر کردستانی بودن این سرزمینهای یاد شده است هدف من از نوشتن این مقاله نه ثابت کردن کردستانی بودن مناطق آذربایجان غربی ،بلکه سرزمینهای است که امروزه کردستان خوانده نمیشوند وترکها با بی شرمی تمام حالا دم از ترک نشین بودن آذربایجان غربی میزنند وگویی این سرزمین بی صاحب است؟اگر هر انسان واقع گرای ترک نگاهی به تاریخ بی افکند بی گمان از تاریخ وجنایتهای خود شرمنده خواهند بود زیرا تاریخ ترک تاریخ قتل عام ،آدمکشی وراهزنی است وبه جز اینها چیزی در تاریخ ندارند وحال کارشان به جایی رسیده که صاحب خانه را از خانه بیرون میکنند وگویی آنان صاحب این خاک وسرزمین هستند برای اطلاع ترکها توجه شان را به قسمتی از تاریخ وتاریخ نویسان جلب میکنم.ایرج افشار نویسنده ترک ساکن اورمیه در کتاب خود نگاهی به آذربایجان غربی می نویسد:شاه اسماعیل صفوی 80 هزار خانوار کورد ساکن تبریز را به مناطق خراسان،ورامین ،تویسرکان  کوچاند.بی گمان این گفته  ایرج افشار یکی از  مستند ترین دلایل ثابت کردن کردستانی بودن این مناطق است زیرا حدود 500 سال قبل مگر جمعیت تبریز چقدر بوده که 80هزار خانوار کورد از آنجا تبعید شده اند آیا خود کلمه تبریز که به کوردی کورمانجی (ته وریَز)گفته میشود یک کلمه کوردی نیست ویا  نام سبلان(سهولان)که خود ترکها آنان که سن وسالی دارند هنوز هم به این کوه سهولان میگویند که این نام کوردی وبه معنای کوه یخ است دلیل دیگری بر کردستانی بودن ویا قتل عام بیست هزار کورد توسط شاه اسماعیل صفوی  در تبریز به دلیل سنی بودن وقبول نکردن مذهب تشیع  دلیل دیگری بر کردستانی بودن تبریز(ته وریَز)نیست ؟؟ویا خود کلمه عةردةویَل یا همان اردبیل کنونی و وجود تاریخی یک حکومت خاندان کورده دراین مناطق بنام مسافریان که 600 سال در آنجا حکومت کردند و نام کوردی عةردةویَل یا اردبیل که به معنای زمین بدون منفعت است دلیل دیگری بر کردستانی بودن این مناطق کردستان نیست؟؟بی گمان  بودن صدها وهزاران مدرک تاریخی دیگر در این مناطق وخود تاریخ آمدن ترکه به ایران در زمان صفوی و بخصوص مغولها واسکان آنان درسرزمین کردها وبخصوص مناطق آذربایجان بطور کلی وتبعید کردها به مناطق خراسان وقزوین وسرکوب ایلات ومیرنشینهای کوردها نظیر برادوست (در منطقه اورمیه) ،محمودیها درشهر  خوی  ودنبلیها و....به مرور زمان ترکها را در منطقه اسکان دادند اما با وجود این همه مهمان نوازی کردها ویا به عبارتی تحمل این مهمانهای ناخوانده اکنون کار ترکها به جایی رسیده که کردها را مهاجر میخوانند؟؟؟با وجود اینکه خودشان وتاریخ نویسانشان نیز میگویند ترکها از آسیای مرکزی وحدود چند صد سال است ساکن ایران هستند اما گاهی اوقات که بحث از کردستان یعنی مناطق آذربایجان میشود ترکها فورا کوردها را بیگانه ومهاجر میخوانند چیزی که هیچ عاقلی این حرف رانمیزندزیرا وقتی که خودشان میگوین کردها 2700 سال است ساکن ایران هستند دیگر  چگونه کورد را بیگانه ومهاجر سرزمین اش میدانند؟؟وقتی که حمدالله مستوفی جهانگرد عرب در سفرنامه خود میگوید که:به سلماس رفتم شهر سلماس شهر آبادی است وهمه ساکنان اش از نژاد کورد هستند.دیگر چگونه ترکها به خود جرات ترک نشین جلوه دادن این مناطق را میدهند خود شهر ماکو یا ماد کوه به معنای  کوه ماد است که قلعه قبان که توسط شاه عباس ویران شد قلعه کردها بوده است ومنظور از ماد کوه نزدیکی ماکو به کوه آگری یا آرارات است که از دیر زمان محل کردها بوده است .ویا شهر خوی که در کوردی به معنای نمک است وخود نویسندگان ترک نظیر محمد امین ریاحی به کوردی بودن نام این شهر اشاره میکند و خودش در کتاب تاریخ خوی میگوید که شهر خوی توسط کردهای دنبلی آباد وبنا شده است و دهها آثار این خاندان دراین شهر وحومه آن هنوز هم باقی مانده دیگر با چه رویی میگویید کردها مهاجرند؟؟آیا خود خاندان دنبلی بیش از 400سال آنجا حکومت نکرده اند ویا خود محمد امین ریاحی نویسنده ترک در همان کتاب تاریخ خوی به آمدن ترکها از شهر های قرباغ ومراغه وتبریز به این شهر اعتراف نمیکند؟؟پس چرا ترکها مردم خود را به بازی میگیرند؟؟ این سوال را باید ترکها جواب دهند.ویا نام شهر سلماس یا همان سلماست که به کوردی به معنای نسیم صبحگاهی است و سکونت بزرگترین ایل کورد کردستان ایران یعنی شکاکها در این منطقه و خود نام بخشهای آن که همگی به کوردی هستند ثابت کننده کردستانی بودن این مناطق نیستند؟؟محمد هاوار نویسنده معروف کورد درکتاب اسماعیل آقای شکاک وجنبش ملی کورد میگوید:ارمنیها قبلا به منطقه سلماس کورد چیا میگفته اند وی همچنین مینویسد:که  بازرگانی فارس که در زمان خود از این مناطق عبور میکرده در سفر نامه خود مینویسد که از کوههای مابین عثمانی وارد ایران شدیم اما به دلیل باج گیری ومالیات خاهای حاکم این مناطق هیچ سودی نسیب ما نشد زیرا تمام منطقه عموما کردنشین بود وخان های کورد مالیات زیادی میگرفتند. همچنین وجود سلسله کورد روادیان در منطقه اورمیه قبل از حمله اعراب به ایران ونیز با توجه به کتلبهای تاریخی ونامهای ایرانی واوستایی قدیم در منطقه نظیر مرگور،ترگور،برادوست،سیلوانا،انزل،سیر و... و خود نام چیچست که در شاهنامه وکتابهای تاریخ به اورمیه گفته میشود بزرگترین سند کوردستانی بودن این مناطق است..شکل گیری دهها شورش ملی کورد نظیر شورش خان لب زیرین(دست طلا )در منطقه قاسملوی اورمیه،شورش سمکو شکاک، شورش شیخ عبیدالله نهری، شورش آگری و تاسیس جمهوری کردستان در این استان وشهر مهاباد در سال 1324(م1945) ونیز متعلق بودن عبدالرحمن قاسملو رهبر نامی کورد به این دیار دیرین کوردان همگی بیانگر کردستانی بودن این شهر  واین مناطق هستند.بنابراین ترکهای ساکن ایران وبخصوص روشن فکران ترک باید از ترک خواندن ومراجعه به تاریخ دروغ خود پرهیز کنند زیرا مراجعه به تاریخ صددرصد میتواند کردها رابه فکر از پس گرفتن شهرهای قدیمی که کوردستان بود ه اند بیاندازد  وشهر های اردبیل (عةردةویَل) وتبریز( ته وریًز) را از ترکها پس بگیرند بناباین ترکها باید با تمام معنا حرمت مهمان بودن خود را در اورمیه وبطور کلی آذربایجانغربی بدانندواز حرفهای تحریک آمیز که ما را به میزبان بدی تبدیل کنند به پرهیزند واقعیت کردستانی بودن اورمیه سر جای خود واین اصلا موضوعی نیست که مورد بحث هم باشد موضوع این است که ترکها کردها را تحریک به پس گرفتن ارضی نکنند که اکنون آنها در آن ساکن شده اند. زیرا خودشان هم میدانند که در ایران مهاجرند وسرزمینها آنان مغولستان ودشتهای آسیای مرکزی هستند ومهاجر خواندن کوردها در سرزمینهای مادریشان امری خطاست که به ضرر ترکها تمام خواهد شدزیرا خود نام آذربایجان ویا همان آتروپاتکان بیانگر کردستانی بودن این سرزمین است که احمد کسروی  نویسنده مشهور ترک به این امر تا حدود زیادی اشاره داشته است خود سکونت کوردها در مناطق خلخال وتالش وکلیبر و وجود مدارکی تاریخی چند صد ساله مبنی بر اینکه از قلعه بابک خرمدین همیشه صدای تار کوردی وآوازهای کوردی می آمده ونیز مقایسه دوران زمانی بابک با زمان آمدن ترکها به ایران کردستانی بودن وکورد بودن بابک که یک اسم کوردی است وبه معنای بزرگ یا پدر است واکنون هم در میان کوردها  به روی فرزندانشان نامگذاری میشود بیانگر کورد بودن این شخصیت بزرگ است زیرا ترکها از اواخر قرن ششم به ایران آمده اند که سعید نفیسی دانشمند ایرانی به خوبی به چگونگی ورود آنان به ایران اشاره کرده است  بنابراین ترکها باید یک بار هم که شده باید با منطق به میدان بیایند ودست از شعارهای تحریک کننده که دست ترکیه و جمهوری گرسنه آذربایجان (باکو)در کار است بر دارند .کوردها هیچ وقت مانند ترکها ادعا نکرده اند که کسی را بیرون میکنند واگر هم کرده باشند به دلیل شعارهای است که یک سری از ترکها سر میدهند وبا این اعمال خود موجب تحریک کوردها میشوند ترکها باید این را بدانند که هرگونه عمل ناشایست از سوی این ملت همسایه موجب خشم کوردها خواهد شد ودودمان آنان را به خاکستر تبدیل میکند جوانان کورد بیش از دو قرن است بر فراز کوههای سربه فلک کشیده کردستان مبارزه میکنند وخون میدهند برای آزادی کوردستان  وحاضرند بای آزادی اورمیه هم  تا ابد خون بدهند اما ماهیت وکردستانی بودن اورمیه امری است که اصلا قابل بحث هم نخواهد بود..بنابراین مبارزه ملت کورد تا آزادی وجب به وجب خاک مقدس کردستان ادامه خواهد داشت وتا زمانی که پرچم دست شیخ عبیدالله نهری ،امبرخان برادوستی،خان عبدال،سمکوی شکاک،جعفر آقاشکاک،فرزنده جلالی، احسان نوری پاشا ،قاضی محمد و شهید سرور ورهبر دکتر قاسملو وشرفکندیو هزاران شهید راه آزادی کردستان را بر فراز قلعه دمدم  به اهتزاز در نیاورده اند ومزار شهیدان قاسملو وشرفکندی وسمکو واحسان نوری پاشا وفرزنده جلالی را از خاک غربت به سرزمینشان اورمیه نیاورده اند دست از مبارزه نخواهند کشید ودر این مبارزه حاضرند وحاضریم که در راه احقاق اهداف ملی وانسانی این شهیدان باز هم خون بدهیم بی گمان اورمیه شهر دوستی است وبه غیر از کوردها،ترک وارمنی وآسوری وبهای نیز ساکن هستند اما هرگونه تعرض از جانب هرکس وگروهی به ماهیت کردستانی بودن اورمیه ،ازجانب جوانان مبارز کورد با چنگال وخون پاسخ داده خواهد شد در واقع این خون سرخ جوانان کردستان است که نهال ونهاله آزادی اورمیه را آبیاری میکندو کسانی همچون نظمی افشار که تا دیروز با جمهوری اسلامی نقشه حمله به کردستان را میکشیدند با مطرح کردن نظرهای عجیب وغریب خود نه میتوانند ونه خواهند توانست تاریخ کردستانی بودن تمام آذربایجان واردبیل را عوض کنند.وآنها با اعمال ناشایست ودروغین خود تنها ترکها را به بازی گرفته اند والاه  ترکهای واقع گرای زیادی هم هستند  مانند اسماعیل بیشیکچی که به کردستانی بودن اورمیه نه اعتراف بلکه میدانند اورمیه سرزمین کردهاست  وخودشان نیز وقتی به نقشه چهار بخش کردستان ایمان دارند به کردستانی بودن اورمیه هم ایمان دارند وباور دارند وچشم طمع به سرزمین کوردها ندارند.بنابراین کوردستانی بودن اورمیه یک واقعیت تاریخی است وترکها هرگز نباید با مقدس ترین شهر کوردها بازی کنند وقصد ماجراجویی داشته باشند.اورمیه ماهیت کردستانی وشناسنامه ای کردستانی دارد که نمیتوان تنها در قالب این گفتار ذکر کرد اما واقعیت کردستانی بودن این شهر امری واقعی است ومانند افراطیون ترک شعار وخیال نیست بی گمان هیچ کورد خراسانی به دلیل اینکه در شهرهای قوچان ،شیروان واسفراین ،درگزو...نمیتوانند بگویند که اینجا خاک کورد است وهمانطور هیچ ترکی به علت سکونت در اورمیه نمیتواند بگوید اورمیه ترکستان است.اورمیه خاک وریشه کوردی دارد وکوردستانی بودن این شهر با فریادهای امیرخان برادوستی بر فراز قلعه دمدم وصدای تفنگ سمکو بر فراز قلعه چهریق و صدای سم سواران شیخ عبیدالله بر فراز شیخ تپه اورمیه وصدای سرود آگری خون گریه میکند بر فراز قله آگری وفریادهای قضی محمد در میدان چهار چراغ مهاباد وخون به ناحق ریخته شده دکتر قاسملو بر روی میز مذاکره در وین وآرزوی او مبنی بر آزادی کردستان واستراحت ومطالعه در روستای قاسملو و لوح یادبود شهیدان میکونوس نوشته شده است ورقم خورده است وبی گمان ملت کورد نیز هم پیمان وهم فریاد این رهبران است وماهیت کوردستانی بودن این شهرها را اگر شده با خون خود هم آبیاری میکند این سخنان تهدید نیستند واقعیات تاریخی اند..بنابراین اورمیه قلب کوردستان،قبله کوردها است وکورد بدون قلب نمیتواند زندگی کند وبه هر قیمتی از قلب خود محافظت خواهد کرد.سلام بر اورمیه شهر همیشه کوردستان..نویسنده آگری راژانی

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم آبان 1387ساعت 20:33  توسط اورمیه  | 

خدمات وبلاگ نويسان-بهاربيست